تبليغاتX
گلزار عشق
خواهم آمد و گل یاسی به گدا خوام داد
سلام  من سارا  خبر میدم که آرشام دوست خوب ما

ستاره توجه کن گفتم ما نه من نه تو       ما

قراره که ازدواج کنه شام عروسی می چسبه حسابی

در اینجا لازم هست که یه نکته ای رو بگم به ستاره خانوم

که مگه من چی کار کرده بودم که اگر شما غیرتی بودین من رو بیچاره می کردی؟  

خدا رو شکر که این احساس من ترحم و کمک واسه آرشام بود و شما هم ماشالاه غیرتی نیستین که این جوری گفتی

این رو گفتم که سو تفاهم نشده باشه برات عروس خانوم  

من هم مثل خواهرتون

 بهتون تبریک می گم

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 17:37  توسط شاپور و سارا  | 

 

شبگرد یافت بوته ای یاس

در کویر خشک و بی احساس

شبگرد گریست بر بالین یاس

یاس شکوفه ای زد و گفت:

عمریست که خانه اشک اینجاست

آرشام 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 22:45  توسط شاپور و سارا  | 

عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ است
هر که از سر بگذرد از فکر بالین فارغ است
چرخ غارت پیشه را با بینوایان کار نیست
غنچه پژمرده از تاراج گلچین فارغ است
شور عشق تازه ای دارد مگر دل ؟ کاین چنین
خاطرم امروز از غمهای دیرین فارغ است
خسروان حسن را پاس فقیران نیست نیست
گر به تلخی جان دهد فرهاد شیرین فارغ است
هر نفس در باغ طبعم لاله ای روید رهی
نغمه سنجان را دل از گلهای رنگین فارغ است

Image hosting by TinyPic

سارا

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 14:6  توسط شاپور و سارا  | 

حتا تمام ابرهاي جهان را به تن كنم
باز ردايي به دوشم مي افكنند
تا برهنه نباشم


اين جا نيمه ي تاريك ماه است
دستي كه سيلي مي زند
نمي داند


گاهي ماهي تنگ
عاشق نهنگ مي شود
بي هوده سرم داد مي كشند
نمي دانند
ديگر ماهي شده ام
و رودخانه ات از من گذشته است


نمي خواهم بيابان هاي جهان را به تن كنم
و در سياره اي كه هنوز رصد نكرده اند
   نفس بكشم


حتا اگر باد را به انگشت نگاري ببرند
رد بوسه ات را پيدا نمي كنند

 

baransorkh 


Image hosting by TinyPic

............... سارا  ................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 16:2  توسط شاپور و سارا  |